کاش می شد
کاش می شد بچگی را زنده کرد / کودکی شد،کودکانه گریه کرد / کاش می شد شعر قهر قهر تا قیامت راسرود / آن قیامت که دمی بیشتر نبود / فاصله با کودکی با ما چه کرد؟ / کاش می شد از ته دل خنده کرد... Adblock test (Why?)
فال فروش
گفتم ای فال فروش، لای این بسته فال “مژده ای دل که مسیحا نفسی میآید” هم داری؟ گفت: اگر بود، کسی فال فروشی میکرد؟
های های دل ديوانه
باز امشب غزلی كنج دلم زندانی است آسمان شب بی حوصله ام طوفانی است هيچ كسی تلخی لبخند مرا درک نكرد های'>های های دل ديوانه ی من پنهانی است
مرا ببخش
رنجانده ام دوباره دلت را، مرا ببخش!آبی ترین کرانه ی دریا، مرا ببخش!می خواستم که خوب بمانم برای توناخواسته بد شدم آقا، مرا ببخش!رنگی ندارد این غزلِ کهنه پیش توزیباترین قصیده ی دنیا، مرا ببخش!دل گیر می شوی زِ من و دَم نمی زنیشرمنده ام، همیشه و هر جا، مرا ببخش!تو تکیه گاه محکم اندوهِ من شدیسنگ صبور این...
عشق چیست؟
عشق آن بُغضِ عجیبی ست که از دوریِ یار نیمه شب بینِ گلو مانده و جان می گیرد فهیمه تقدیری
من فقط صاعقه ای می خواهم
چشمهایم ابریست u200dپشت دیوار سکوت٬من فقط صاعقه ای می خواهم رعدی ازجنس صدایت که بگویی یک بار... دوستت دارم من و همینقدر برایم کافیست که ببارد چشمم تا که سیلاب شود دامانم چشمهایم ابریست من فقط صاعقه ای میخواهم افسوس... حسرت رعد صدایت به دلم میماند! Adblock test (Why?)
کور سوی امید
کور سوی امید در غروبی غمناک به چشم میخورد بی شک خداوند مهربان و حضرت مولا علی (ع) پشتیبان بندگان خدا هستند. خدایا شکرت که هستی
فروردین 1401
بالاخره قرن جدید آغاز شد و ما بازماندگان قرن قبلی، امید هست به خدا و به لطف او، پس میتوان زندگی کرد. تنها دلیل ادامه زندگی امید به لطف پروردگار است در قرن جاری. Adblock test (Why?)
دیماه 1400
لحظات به کندی میگذرند و به سختیتوکل بر خدایی که جز او هر چه هست فانی استیا ذخر من لا ذخر لهیا عماد من لا عماد لهیا رفیق من لا رفیق لهپیام بعدی: سیاه یا سپید؟ Adblock test (Why?)
رجب
فردا اول رجب استاول بزرگی و بزرگداشترجب نهر بهشتی استآیا در ایام باقی از سال شمسی، نصیبی از این نهر بهشتی خواهیم داشت؟آیا نوید روشنایی خواهد بود در دل تاریکیها، جایی که کور سوی نور امیدی نیست...آری، روشنایی نزدیک است...چون پروردگار عالم نور است..السلام علیک یا علی ابن ابیطالب (ع) Adblock test (Why?)
سال جدید
سال جدید-روز جدید-مردم جدید....واقعیت این است که کهنه میشویم...اما خود را گول میزنیم که نو شدیم...
رمضان 98
غمها ادامه دارند. زندگی شیرین است با همین غمها. زندگی بدون غم خیلی غمگین است.رمضانی دیگر را تجربه کردیم. خدا را شکر
سعدی
ای مهر تو در دل هاوی مهر تو بر لب هاوی شور تو در سرهاوی سر تو در جان هاتا عهد تو دربستمعهد همه بشکستمبعد از تو روا باشدنقض همه پیمان هاتا خار غم عشقت آویخته در دامنکوته نظری باشد رفتن به گلستان هاآن را که چنین دردی از پای دراندازدباید که فروشوید دست از همه درمان ها
و یکسال گذشت ...
و یکسال گذشت از سالهای بسیاری که گذشت...و زندگی ادامه دارد با همه غمها و مشقتها و نومیدیها و کورسوی امید...توهماتی که باور شدند و باورهایی که خیال ....
عطر سیب
بُرده عِطر سیبِ یکدیگر چنان از هوشمانمی تراود قطره قطره مستی از آغوشمانآن چنان از شربتِ لب های هم نوشیده ایمکر شده گوش فلک از بانگِ نوشانوشمانچون دومارِ - پیچ خورده زیر باران - خفته ایمآبشار گیسوانت
طارق خراسانی
هرچه کنم نمی شـود...، تا بروی تو از دلماز تو فرار می کنم ...، باز تویی مقابلم آب شوم، تو جوی من،جـوی شوم، تو آبِ منحل کنم اَر مسـایلی...، باز تویی مسایلم
(فریدون مشیری)
گفت دانایی که گرگی خیره سر/ هست پنهان در نهاد هر بشر لاجرم جاری است پیکاری سترگ/ روز و شب مابین هر انسان و گرگ زور بازو چارۀ این گرگ نیست/ صاحب اندیشه داند چاره چیست ای بسا انسان رنجور پریش/ سخت پیچید
در غربت تک و تنها برس به دادم
در غربت تک و تنها برس به دادم امید دل تنگم بیا جوادم پاره پاره قلبم به خدا دلم از این صحن و صحرا رسانده پیغام مرا تا مدینه و کرببلا رسیده جانم به سرم بیا دمی را به برم امید زهرا پسرم می شوی نهم نور خدا می آیی که ببینی ز پا فتادم امید دل تنگم بیا جوادم گفت کار من گشته ت
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
روزی اگر بناست فدای کسی شومسوگند می خورم که فدای تو می شومناراحتم خدای نکرده ولم کنیمن تازه دارم از فقرای تو می شومشبهای قبر منتظرم ایها الرئوفبیهوده نیست اینکه گدای تو می شوم + نوشته شده در سه شنبه نهم آذر ۱۳۹۵ساعت 18:4 توسط Omid |
در غربت تک و تنها برس به دادم
در غربت تک و تنها برس به دادم امید دل تنگم بیا جوادم پاره پاره قلبم به خدا دلم از این صحن و صحرا رسانده پیغام مرا تا مدینه و کرببلا رسیده جانم به سرم بیا دمی را به برم امید زهرا پسرم می شوی نهم نور خدا می آیی که ببینی ز پا فتادم امید دل تنگم بیا جوادم گفت کار من گشته تمام ز خون